بهشت
از این بیراهه ی تردید..از این بن بست میترسم
من از حسی که بین ما، هنوزم هست ،میترسم
ته این راه روشن نیست....منم مثل تو میدونم
نگو باید برید از عشق، نه میتونی..نه میتونم
نه میتونیم..برگردیم
نه رد شیم از تو این بن بست
منم میدونم این احساس ، نباید باشه، اما هست
دارم میترسم از خوابی که شاید هر دو مون دیدیم
از اینکه هر دومون با هم خلاف کعبه چرخیدیم
واسه کندن از این برزخ گریزی غیر دنیا نیست
نمیدونم ...ولی شاید... بهشت اندازه ی ما نیست
این شعر وصف حال منه
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۲۱ ساعت 19 توسط
|