بی دل
تـــو عـــآشـِـق شـُــدے ... جَــنــگـــیـــدے
و ...حــالا..تـَــنــهــایـــے!
سَـــرتـــو بِـــگــیـــر بـــالا ... !!
اون لــیـــاقـــتــ جـَــنــگــیـــدن نـــداشــتـــ ...
فکرشو بکن !!
سال دیگه این موقع....
همه خانواده دور همیم...صداهای جدیدی به خونواده اضافه شده...
مجردا به عشقشون رسیدن..
متاهلا هم که منتظر بچه بودن بچه دار شدن...
اون لبخندایی که از خونواده ها ماه ها، شاید سال ها دور شده بود بازم به لباشون نشسته..
بعد همینجور که صدا قهقهه میاد به آرزو هایی که امسال کردیم فک کنیمو با خودمون بگیم: دیدی همه چی درست شد؟؟
دیدی الکی انقد حرص خوردی؟
.
.
و در آخر همه اونایی که تو این سالها به هر دری زدن بسته بود
خدا در رحمتو براشون باز کرده..
یه الهی آمیـــــــــــــــــــــــــــــــن بلند بگو....
استرنبرگ معتقد است که یک عشق کامل سه جنبه دارد....

در خوابگاه پسران کارهایی انجام می شود که حتی به عقل جن هم نمیرسد!
و اما در خوابگاه دختران:
1-روش کاملا دانشجویی: پس از هماهنگ کردن با هم اتاقیها با کشیدن یک جیغ بلند از اتاق خارج شوید و دیگر به آنجا وارد نشوید!
2-روش سرخپوستی: مقداری وسایل قابل اشتعال وسط اتاق جمع کنید آتش بزنید تا موش خفه شود سپس مورد 1 را اجرا کنید!
3-روش معرفتی: به موش بگویید در صورت عدم خروج وی از اتاق خودکشی خواهید کرد اگر موش با معرفت باشد می رود وگر نه مورد 1 را اجرا کنید!
4-روش تعارفی: به موش تعارف کنید امشب پیش شما بماند اگر موش تعارفی باشد می ماند در این صورت مورد 1 را اجرا کنید!
5-روش گامبالا: چند قبضه اسلحه سرد تهیه کنید و به موش اعلان جنگ کنید اگر پذیرفت مورد 1 را اجرا کنید!
6-روش دمکراتیک: پس از توصیف فواید گفتمان از موش بخواهید اتاق را ترک کند در صورت عدم پذیرش،مورد1!
7-روش نه چندان دانشجویی: یکی از گربههای محوطه را ( از ملزومات هر خوابگاه است اگر ندارید دانشجو محسوب نمی شوید!) به صرف شام دعوت کنید اگر قبول کرد خوش به حالتان و اگر قبول نکرد به مورد1 رجوع کنید!

1. روش کوزه ای:
همان روش قرنهای قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی.
نتیجه گیری: بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .
2. روش عرفانی:
چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد.
نتیجه گیری: در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .
3. روش سوسکی:
بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه.
نتیجه گیری: با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه.
4. روش تیپ:
انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباسها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .
نتیجه گیری: خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد. اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفعه!
5. روش خرخونی:
تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بالاخره تو کل سالهای مدرسه یه خرخون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی.
نتیجه گیری: اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.
6. روش مایه داری:
با دوستان توی انواع پارتیهای شبانه و پیستهای اسکی و باشگاههای بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه.
نتیجه گیری: سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.
7. روش فامیلی:
یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بالاخره یه کدوم رو خفت کنی.
نتیجه گیری: می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین.
8. روش نامردی:
جلوی یکی از این ماشینهای پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میذاری تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.

تو که شیرین و خوش بنیاد هستی
چرا تنها و بی فرهاد هستی
مبادا همچنان بی خواستگاری؟
تو هم از چهره های ماندگاری؟
الهی من بمیرم نازنینم
تو را اینگونه بی شوهر نبینم
نبینم سن و سالت رفته بالا
نبینم مانده ای در پیش بابا
نبینم یک پیامک هم نداری
ایمیلی از سیامک هم نداری
مشو نومید راهی دارد این کار
همین الان قدم در باغ بگذار
برو جانم گره بر سبزه انداز
که خیلی زود بختت می شود باز

بزن چندین گره ، ای مهربانم
یک از رو یکی از زیر، جانم
اگر رویی عمل ننمود یکبار
همان زیری بلا شک می کند کار
ولی ای نازنین نیت کن اول
وگرنه مشکلت کی می شود حل
بگو یا رب عطا کن خواستگاری
بده از لطف، ما را همجواری
کمی خوش تیپ هم باشد بدک نیست
که تیپم از جنیفر کمترک نیست
بگو یا رب عطا کن خوب خوبش
وگرنه هست دنبالم تن لش
بده یک خواستگار توپ یا رب
که روزم را نسازد بدتر از شب
عطا کن شوهری مانند بابام
که باشد مثل بره، رام و آرام
بگو یا رب عطا کن چیز مشتی
چه اهوازی چه تهرانی چه رشتی
گره بر سبزه زن از نوع محکم
نه شل و ول و وا ، مانند آدم
همین فردا برایت خواستگاری
شود پیدا ز یک گوش و کناری
اگر پیدا نشد اصلا مخور غم
مگر ای نازنینم بنده مردم
دردانه نگاهی به زمین کرد
لبهاش دلم را چه غمین کرد
گرمای لطیفی به لبم خورد
آری لب یار بود چنین کرد...
باتشکرازحبیب
می آیی قایم باشک بازی کنیم؟
من چشم بر زیبایی تو بگذارم
و تو
آرام در آغوشم پنهان شو!
سختـــه به جایی برسی که دیگه
نه هیچ اومدنی آرومت کنه ،
نه هیچ رفتنی نابودت ...

اين قمار زندگي گاهي بازنده داره
هر شكستش واسه تو نقش سازنده داره
گاهي غمهاش شيرينه گاهي تلخه خندهاش
گاهي حيرون ميموني تو ميون جادهاش
اين قمار زندگي برد و باختي نداره
وقتي ازچشماي تو اشك حسرت نباره
وقتي تو ساحل عشق دل تو بند نميشه
وقتي بي تفاوتي تو چشات پيدا ميشه
با يه لبخند كوچيك پر بده غصه هارو
نگا كن با چشم باز آخر قصه هارو
دستتو به اون بده اون كه با تو آشناست
اون كه بهتر از خودت با دل تو با وفاست 0
من كجايي روزگارم ، كه خو دم خبر ندارم
گاهي گنگم گاهي خامو ش ، بيقرار بيقرارم
توي اين اشفته بازار ، اين منم كه سوت و كورم
ميون قسمت و تقدير ، يه گذر گاه عبورم
شايد اين لبخند بي روح ، باشه نقشي رو ي غمهام
ولي در عمق وجودم ، مي دونم كه خيلي تنهام
شايد اين لحظه ي اخر، بدونم كجا اسيرم
با ورم كن با ور من ، نمي خوام تنها بميرم
با منم غريبه هستي
از تو چشماي قشنگت ، مي خونم خيلي غريبي
خو گرفتي با غم دل ، تو از شادي بي نصيبي
چي بگم از اين دل تنگ، چي بگم كه دلفريبي
واسه دنياي كو چيكم ، چي بگم خيلي عجيبي
تو عجيبي تو غريبي ، اره اما دلفريبي
پيش اين دل ديوونه ،هستي اما نا شكيبي
سر روي شونم گذاشتي ،اما بغضو نشكستي
به خيالت نمي دونم ،از همه دنيا گسستي
ميون غمها نشستي ،رو خوشي چشماتو بستي
نمي بيني التهابو ،با منم غريبه هستي
ميذارم به يادگار ، اين ترا نه رو برات
بنويسش يه جايي ، كه باشه جلو چشات
راه ما يكي نبود، توي اين كوير درد
سهم ما تنهايي بود ،ميون شباي سرد
مثل يك رگبار تند ، شدي جاري از چشام
قيمت تو اين نبود ، ميدونم كه بي وفام
ميدونم توي دلت ، ديگه جايي ندارم
فرصتام تموم شده ، نگو راهي ندارم
ميدونم كه بردنم ، حكم با ختنه برام
ميدونم ازاين به بعد،دنيا زندونه برام
دنيا زندونه برام دنيا زندونه برام